سعادت آباد

گزارش نشست نقد و بررسی فیلم «سعادتآباد»:
مازیار میری با بیان اینکه «سعادتآباد» فیلم انسانهاست، گفت: به دلیل احترام زیادی که برای آقای مسعودشاهی قائلم، از ایشان میخواهم برای اتفاقی که برای رضا میرکریمی افتاد، ادای دین کنند؛ چراکه بعضیها میخواهند از نام میرکریمی برای خودشان تیتر درست کنند.
نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «سعادتآباد» شب گذشته با حضور «همایون اسعدیان» تهیهکننده، «مازیار میری» کارگردان، «حامد بهداد»، «مهناز افشار»، «هنگامه قاضیانی»، «حسین یاری» بازیگران و «امیر عربی» نویسنده فیلمنامه در سالن همایشهای مرکز برج میلاد برگزار شد.
بر اساس این گزارش، در این نشست که با مدیریت «عباس بابویهی» برگزار شد، مازیار میری گفت: خیلی خوشحالم که فیلم نمایش داده شد. این چند روزه اوضاع روحی خوبی نداشتم، بعد از تماس تلفنی با یک دوست تصمیم گرفتم بهاحترام این جشن و سینمای ایران گلایههایم را در یک محفل خصوصی بیان کنم.
* میری: بعضیها میخواهند از نام میرکریمی برای خودشان تیتر درست کنند
وی در ادامه افزود: آقای مسعودشاهی دبیر جشنواره در صحبتی در خصوص حمایت از داوران نوشته بودند که حافظ منافع تمام فیلمسازان هستم و من هم این حرف را قبول دارم، چون آقای مسعودشاهی را میشناسم. روز گذشته اتفاقی افتاد و یک فیلمساز تازهکار به رضا میرکریمی توهین کرد. از آقای مسعود شاهی میخواهم همانطور که نامهای به داوران نوشتند و از آنها عذرخواهی کردند، به آقای میرکریمی هم نامهای بنویسند؛ چرا که رضا میرکریمی فیلمساز بزرگی است و جوایز زیادی دریافت کرده است.
وی در ادامه خطاب به مسعودشاهی گفت: به دلیل احترام زیادی که به شما قائل هستم برای آن چیزی که برای رضا میرکریمی اتفاق افتاده ادای دین کنید. بعضیها میخواهند از نام آقای میرکریمی برای خودشان تیتر درست کنند.
میری در خصوص چگونگی شکلگیری فیلمنامه گفت: در سریال گاوصندوق با آقای امیر عربی تصمیم گرفتیم یک فیلم را کار کنیم. ایشان یک طرحی به من ارائه دادند و قرار گذاشتیم روی طرح کار کنیم؛ در نهایت آقای اسعدیان با طرح موافقت کردند و تهیهکنندگی کار را به عهده گرفتند.
* هیچ اصلاحیهای به فیلم نخورده است
کارگردان «سعادتآباد» ادامه داد: هیچ اصلاحیهای به فیلم نخورده و همان چیزی که در پرده نمایش دیدید به دفتر جشنواره ارائه شده است.
وی در خصوص موضوع فیلم گفت: اتفاقی که الان میافتد پنهانکاریهای زیاد است و در حال حاضر کارهای یواشکی ما زیاد شده است. پنهانکاریها و دروغگوییهای ما زیاد شده و ما در این فیلم فقط طرح موضوع کردیم.
* «سعادتآباد» فیلم انسانهاست
میری در ادامه گفت: در طول فیلم از تمام عوامل سوال میکردم که فیلم زنانه است یا مردانه. خانم لیلا حاتمی میگفتند مردانه و بعضیها میگفتند زنانه، ولی به نظر من «سعادتآباد» فیلم انسانهاست و من میخواهم درباره انسانهایی حرف بزنم که شرایطشان بحرانی است. من میخواهم راجع به آدمها فیلم بسازم نه راجع به یک قشر از آنها به نام زنان.
«همایون اسعدیان» در ادامه نشست گفت: من خوشحالم که هر از گاهی در فیلمهایی کار میکنم که آبرومند هستند و میتوانم با آنها سرم را بالا بگیرم. اگر امسال در جشنواره فیلمی به عنوان کارگردان نداشتم، حداقل خوشحالم اسمم روی یک فیلم شریف و آبرومند خورده است.
وی در خصوص حامد بهداد افزود: حامد بهداد در همان فیلم اولش به نام «آخر بازی» یکی از بهترین بازیهایش را انجام داده است. هیچ منتی ندارم و ایشان هم هیچ دینی به من ندارند و نه ایشان دم من را دیده و نه من هیچ موقع دم بازیگری را نمیبینم.
* بهداد: به همایون اسعدیان مدیونم
«حامد بهداد» در ادامه گفت: از مازیار میری تشکر میکنم که این فرصت را به من داد من هیچ وقت فرصت نکردم از صمیم قلب از همایون اسعدیان تشکر کنم و اینجا به ایشان میگویم من مدیوتان هستم.
میری افزود: اصولا در فیلمسازی کار فیلمساز طرح موضوع است. در «سعادتآباد» با نگه داشتن بچه و آب دادن به گلی که میخواهد رشد کند، پیام امید را منتقل کردیم.
«حسین یاری» در ادامه نشست گفت: من بازیگرم و نقشهای متفاوتی را بازی میکنم. احساس کردم که پتانسیل متفاوت این نقش برای من وجود دارد. ما در شرایطی که آقای میری فراهم کردند به خوبی به تعامل با بازیگران رسیدیم. آقای بهداد بازیگر اکتیوی هستند ولی به هر حال این تعامل اتفاق افتاد و در کنار ایشان بسیار راحت بودم.
هنگامه قاضیانی نیز در خصوص گریمش در این فیلم گفت: سوال از من در مورد گریم صورتم در اولین اکران «سعادتآباد» هم شد و گفتند که گریمت چقدر عجیب بوده است. من هیچ موقع در انتخاب نقشهایم به زیبایی صورت و گریم نگاه نکردم و سعی کردم به بازی توجه کنم.
* میری: میخواهم مخاطبان در قضاوت فیلم شریک باشند
«مازیار میری» کارگردان فیلم گفت: هیچ ممیزی به فیلم نخورده است و امیدوارم با همین منوال «سعادتآباد» اکران شود. من علاقهمند بودم فاکتور و راه حل نهایی را همانند فیلمهای گذشته در فیلمهایم ارائه نکنم. اصولا میخواهم مخاطبان را درباره قضاوت فیلم شریک کنم و هر مخاطب برای خودش یک پایانی را تصور کند.
«همایون اسعدیان» تهیهکننده فیلم در خصوص مسائل مالی «سعادتآباد» گفت: اینکه پول فیلم از کجا تامین شده از برنامه هفت شروع شد. برای شما چه فرقی میکند که یک نهاد انتظامی یا یک نهاد فرهنگی روی فیلم سرمایهگذاری کرده است؟ مگر ما یک فیلم بیآبرو ساختهایم؟ به نظرم ما یک فیلم خوب ساختهایم و شما میتوانید فکر کنید پولش را از جوی آب پیدا کردهاید.
«امیر آقای» بازیگر فیلم درخصوص نقشش گفت: چه کسی گفته که استاد دانشگاه نمیتواند پرخاش کند یا اشتباه کند. من به عنوان مجری نقش علی تنها مشکل این فرد را این میدانم که همسرش را زیاد دوست دارد.
«مهناز افشار» در ادامه نشست گفت: فکر میکنم برای من روند بازیهای گذشته لازم بوده که الان آقای میری و آقای اسعدیان به من اعتماد کنند. من از سن 18 سالگی وارد سینما شدهام و معتقدم کارهای خوب و بدم برای من تجربه و پلهای بود تا به امروز برسم.
* قاضیانی: «سعادتآباد» سعادتی برای من بود
«هنگامه قاضیانی» گفت: «سعادتآباد» سعادتی برای من بود. همیشه فیلمهای من تک پرسوناژ بوده و صادقانه بگویم که خوشحالم در فضای فیلم محترم و شریفی مثل سعادتآباد پا گذاشتهام.
وی افزود: مهناز افشار در این فیلم مادر ما بود. حسین یاری جملهای درباره مهناز افشار گفت و آن این بود که مهناز افشار سالم است و ما این جمله را در کار حس کردیم.
«حسین یاری» در ادامه نشست گفت: پرداخت شخصیتهای فیلم به نظرم خوب انجام شده و با توجه به زمان کار و ارائه داستان همین مقدار کفایت میکند. متاسفانه کمتر این امکان برایم فراهم میشود که نقشهای متفاوت بازی کنم. دوستان در سینما و تلویزیون به دنبال کسانی هستند که امتحانشان را در یک نقش پس دادهاند. از اینکه با یک گروه شریف و محترم کار کردهام خیلی خوشحالم و ما در این فضا یک تعامل خاص و محترمانهای با هم داشتیم.
«مازیار میری» ادامه داد: اتفاقاتی که جلوی دوربین ضبط شد، اتفاقاتی بود که علاقهمند بودیم بیفتد. کارگردانی در یک محیط بسته و 60 تا 70 دقیقه در یک لوکیشن، کار سختی است. قرار بود ما فیلمی سیال و مثل زندگی را بسازیم که دوربین در آن حس نشود و این کار هم به آرامش خاصی نیاز داشت.
* یک دقیقه سکوت برای موفقیت سیامین جشنواره فیلم فجر
وی در پایان صحبتهایش گفت: دلم میخواهد یک دقیقه برای سیامین جشنواره فیلم فجر سکوت کنیم تا همدیگر را دوست داشته باشیم و به هم تهمت نزنیم. امیدوارم سال بعد جشنوارهای آرام و آرام داشته باشیم و خواهش میکنم از ته دل برای سیامین سال جشنواره دعا کنید.
مهناز افشار هم در این رابطه گفت: برای مردم ایران آرامش، صلح و در کنار هم بودن آرزو میکنم.
naghdfarsi
یک شاهکار تمام عیار. یکی از بهترین کارگردانی ها در سال های اخیر، بهترین فیلم اجتماعی یک دهه اخیر، بهترین فیلمی که درباره شهر تهران ساخته است، مجموعه ای از بهترین و درست ترین بازی ها، بهترین فیلمی که در تمام تاریخ سینمای ایران درباره رابطه زن و مرد ساخته شده است، از نظر فنی بهترین و از نظر درونمایه باریک بینانه ترین فیلمنامه تمام تاریخ سینمای ایران. خانم ها! آقایان! سعادت آباد.
در این جشنواره کسالتبار بیست و نهم که بدترین جشنواره فیلمی بود که در تمام عمرم دیده ام، با انبوهی فیلم های بد، ضعیف، دست بالا متوسط، و بدتر از همه کاملاً قابل پیش بینی، تماشای سعادت آباد در آخرین شب جشنواره بیست و نهم یک اتفاق غافلگیرکننده و مسرور کننده بود.
فکر نمی کنم غفلتی بزرگ تر و مذمت بارتر از این را در عمرم دیده باشم که وقتی سعادت آباد در جشنواره ای باشد، سرها به سمت جدایی نادر از سیمین بچرخد! حقیقت اش فکر می کنم سعادت آباد آنقدر بزرگ است که نه تنها در جشنواره امسال هیچ فیلمی با آن قابل مقایسه نیست، بلکه این فیلم دست فیلم هایی از این دست در سال های دورتر (از به همین سادگی گرفته تا چهارشنبه سوری) را از پشت می بندد. مجموعه شگفت آور و عظیمی از ظرافت ها که حتی چه کسی از ویرجینیاوولف می ترسد؟ مایک نیکولز هم در برابرش زمخت و ناشیانه جلوه می کند.
حامد بهداد بهترین، درست ترین و شیرین ترین بازی زندگی اش را در این فیلم ارائه کرده. لیلا حاتمی عالی، مهناز افشار فوق العاده، فیلمنامه بی نظیر و کارگردانی سنجیده است. اما چیزی مهم تر از همه این ها در فیلم وجود دارد که باعث شده سعادت آباد یک فیلم استثنایی باشد. چیزی که راستش هنوز درست نمی دانم چیست و خیال دارم آن را کشف کنم!
یک بخش تکان دهنده فیلم واگذاری سهم قابل توجهی از کشف مناسبات و روابط بین آدم ها به تماشاگر است. امکان این را به تماشاگر دادن که خودش پیش برود. توازن عجیبی در فیلم وجود دارد که باعث می شود در عین حال که ریتم آن همواره پویاست، هیچ چیز اضافه ای در آن گفته نشود. فیلم یک اثر هنری است که در حد یک بازی هوش پیش می رود و ما را وامی دارد که خودمان مناسبات را کشف کنیم. نقش «دانای کل» در فیلم به حداقل می رسد و بیشتر چیزها به ذهن بیننده واگذار می شود. یاسی زن خوش قلب، معصوم و پاک نیتی است. بهرام سال ها قبل عاشق یاسی بوده و هنوز هم خاطرخواه اوست. تهمینه قبلاً ازدواج کرده و در شب مهمانی متوجه عشق پنهان بهرام به یاسی می شود. یاسی با وجود دروغ ها و خیانت های محسن از او جدا نخواهد شد. محسن قصد دارد پول های بهرام را بالا بکشد. یاسی باردار است. هیچکدام از این مفاهیم به طور صریح و آشکاری در فیلم گفته نمی شوند. اگر هنگام نمایش فیلم با بغل دستی مان صحبت کنیم خیلی چیزها از دست مان درخواهد رفت. سعادت آباد شبیه بازی های هوش داخل مجلات است. آزمون های هوشی که یک نقاشی پیش روی خواننده قرار می دهند. نقاشی مثلاً یک درخت را نشان می دهد. اما از خواننده خواسته می شود مثلاً یک آدم، یک دوچرخه، یک مداد، و خیلی چیزهای دیگر را که در تصویر درخت مخفی شده اند کشف کند. چنین چیزی در سینما خیلی هیجان انگیز است. نمونه هایی از این هیجان در چهارشنبه سوری و درباره الی وجود داشت. اما حالا در سعادت آباد در برابر هیجان و مکاشفه ای خیلی بزرگتر قرار می گیریم. این فیلم را می شود بارها و بارها تماشا کرد و هر بار چیز جدیدی از میان آن کشف نمود.
**********
سعادت آباد تصویری واقعی و تکان دهنده از جامعه (و شاید به خصوص تهران امروز) به ما ارائه می کند و شاید این همان نکته بزرگ فیلم است که باعث شده فیلم استثنایی باشد. حال و هوایی که این فیلم از تهران ارائه می دهد تصنعی و غلو شده نیست. بلکه آنقدر واقعی و راستین ثبت شده که امروز و امسال اصلاً واقعی بودن آن را حس نمی کنیم. قدر این تصویر از زندگی شهری معاصر ما، اما در سال ها و دهه های بعد دانسته خواهد شد. بیشتر از هر فیلم مستندی درباره زندگی امروز در این سال های پر التهاب، سعادت آباد دنیایی محصور شده در گوشی های موبایل، پیامک ها و تماس های تلفنی را به ما نشان می دهد. دنیایی احاطه شده به وسیله آپارتمان ها که با دروغ های رنگارنگ و خیانت های مکرر مزین شده است. تصویری که سعادت آباد از این دنیا به ما ارائه می دهد نه آنقدر تلخ است که رمانتیک بودنش ما را تحت تأثیر قرار دهد (چهارشنبه سوری)، نه آنقدر بی شور و حال است که شبهه ی ناب بودن را به ما القا کند (به همین سادگی) و نه آنقدر سرخوشانه است که با تماشای آن از خود بی خود شویم و با رها شده در پایانی کم و بیش مبهم گره تعلیقی را که با آن به فیلم زنجیر شده ایم را نبینیم. (درباره الی). چراکه این فیلم ها تصویری از زندگی اجتماعی را به ما نشان می دادند که به اندازه ی قیل و قال استنلی کوبریک در 2001: یک ادیسه فضایی از جهان امروزی دور، و در عین حال به اندازه رم شهر بی دفاع داعیه ی واقعی بودن را داشتند. اگرچه همه این فیلم ها طرفداران سفت و سختی دارند و خواهند داشت، اما من ناخودآگاهانه وارد یک مقایسه قدیمی می شوم. مقایسه ای مثل قیاس کوروساوا و اوزو. مقایسه بین هفت سامورایی و داستان توکیو. من همیشه کارگردان دوم و فیلم دوم را ترجیح داده ام. اگرچه شاهین اقبال همیشه روی شانه ی کوروساوا و هفت سامورایی نشسته است.
از طرف دیگر فیلمنامه نویس و طبیعتاً کارگردان این قبیل فیلم ها از چیزی حرف می زنند که پرداختن به آن جزو دشوارترین مباحث زندگی بشر است: پیچیدگی های مختلف و متعدد در رابطه میان زن و مرد. از آنی هال (وودی آلن) گرفته تا عروسی بهترین دوستم (پی. جی. هوگان) درباره ابعاد این رابطه صحبت شده. در شکل فرانسوی کلود سوته در اصول و ارزش های زندگی ابعاد عجیبی از آن را ارائه کرده است. اما سلیقه عمومی منتقدان معمولاً سروقت متظاهرانه ترین فیلم های این حوزه می رود: مثل فیلم مایکل گوندرای و چارلی کافمن درخشش ابدی یک ذهن پاک. در جشنواره امسال از کارگردانی خلاق (جمیل رستمی) تصویر مضحک و ناشیانه ای از این رابطه را دیدیم(چشم). حاصل کار از این جهت فاجعه بود که کارگردان و نویسنده زندگی شهری و مناسبات انسانی درون آن را اصلاً نمی شناخت. این شکست های مفتضحانه سابقه دور و درازی در سینمای ایران دارند. مگر می شود بدون شناخت این مناسبات مثلاً فیلمی درباره سقط جنین (دعوت) ساخت و تقبیح نشد؟
حالا در سعادت آباد با فیلمی مواجه هستیم که هم فوق العاده اجتماعی است، و هم در خصوص ظرافت های روابط زن و مرد بی نهایت باریک بین است. عجیب تر و مهم تر از همه اینکه این بعد اجتماعی و این باریک بینی را با لحنی کاملاً متوازن و معتدل بیان می کند. به اندازه حرف می زند. در پایان سعادت آباد نه همدردی سوزناک و رقت باری نسبت به شخصیت اصلی پیدا می کنیم، نه دربند این هستیم که بدانیم حقیقت چیست و فردا چه خواهد شد. آنچه به دست آورده ایم فقط تصویر شدن لحظاتی ناب از زندگی انسان، مثل لحظه ای که وقت خوردن یک قرص یاد توصیه دوستی می افتیم و از مصرف آن منصرف می شویم نیست؛ بلکه یک آگاهی بزرگ است از چیزی که دور و بر ما می گذرد و ما هم بارها ابعادی از آن را تجربه کرده ایم ولی شاید هرگز به آن اهمیتی نداده ایم. نمی دانم این «آگاهی» چقدر در سینما ارزش دارد؟ اما می دانم هیچ فیلمی تا امروز نتوانسته مثل سعادت آباد ما را به آن نزدیک کند.