جدایی نادر از سیمین

مسعود فراصتی
من میخوام از قصه شروع کنم.شروع فیلم جداییست.اسم فیلم هم هست جدایی نادر از سیمین.ولی فیلم درواقع جدایی نیست.یعنی ما کالبدشکافی یک جدایی رو باهاش مواجه نیستیم.تو دادگاه میاد این معرفی میشه که آقا من نمیتونم
دیگه با این زندگی کنم.برای این که باهم رفتیم ویزا بگیریم .ویزاها آماده شده حالا این رئیس داره جر میزنه.نکتش در اینه که از اول قصه بر پایی یک تحمیل بنا شده.تحمیلی که به نظر من خارج از متن واز طرف فیلم ساز وارد میشه.اسم فیلم هم همینطوره .جدایی نادر از سیمین.ما هیچ دلیلی این جدایی رو غیر از این که آقا یه جمله داره.یه جمله خیلی مهم اول که میگه این بچه من اینجا نمیتونه تربیت شه اون جوری که من میخوام وغیر قابل تحمل برام.بعد دیگه این جمله فید میشه وتا آخر دیگه این جمله رو نمیبینیم.دعوای این دو تا آدم یه مرد این طور که اول معرفی میشه اصول گرا .بازنی که اصلا زن بدی نیست.اهل محبت هم دخترشو دوستداره .هم پدرشوهرشو.اساس وعوا بر یک سوء تفاهم استواره.سوء تفاهمی که در طول فیلم هم بهش پرداخته نمیشه.در واقع فیلم موضوعش نسبس بودن اخلاق درطبقه متوسط.از طبقه متوسط نیمه مرفح تا طبقه متوسط فقیر تر.من فکر میکنم که فیلم بر پایه یک فریب شکل گرفته.فریب اینه که این آدمه که بهش میگه اصول گرا یعنی پسره خیلی هم اصولگرا نسیت.از اول به ظاهر میرسه که اهل موندنه .اهل اصول.ولی این که چرا از قبل آماده بوده که ویزا رو بگیره این یه سوال.دو وقتی میریم جلو به نظر میرسه همه مسائل از پدرش تا اصولش همه یه نوع بهانن.یا دست آویزند.ونه واقعیت وقتی که بر مبنای اون ده هزار تومن ماس مالی میشه ومیگه خانومه پیدا کرده درام اصلی شکل میگیره.یعنی هل دادن راضیه.که به نظر من از این جا به بعد فیلم ازریتم میفته.فسلم بر مبنای یک فریب شکل میگیره .فریبی که از خود قصه است.فریب اینه که مرد اصولی داره بر مبنای این اصول ایستاده.بازنش میخاد جدا بشه زنشوشل وبی اصول میدونه.دختره طرف پدرس برمبنای اصول پدره.پدره راستگوی اصولی.به سرعت میفهمیم این اصول خیلی هم کاذب.در یک شرایتی با یک بهانه خیلی پیش پا افتاده.که اگر من راست بگم تو رو از دست میدم.پدری تو از دست میدم وغیره پدره هم اصولی نداره.ظاهرا به نظر میرسه هالا اون زن مسلمان با اصول که حاظر نیست پول حرام وارد زندگیش بشه.این دیگه اصولیه.متوجه میشیم اینم اصولی نیست.وچیزی روپنهان میکنه که از یه دروغ بدتره.دختر جوانی که دیگه باید اون تهد این جبر منگنه اجتمایی قرار نگرفته باشه واخلاقیاتش نسبی نباشه.بلکه اخلاقیات جدی تری داشته باشه.اونم راحت دروغ میگه.تسرریع فریب ودروغ در فیلم به قدریه که بیننده باید اینو متوجه بشه که.تهت شرایت معین(درماندگی اقتصادی-درماندگی تنهایی.......)می شود دروغ گفت واین دروغ قابل توجیست.اینو داریم درباره ی جامعه ای میگیم که به قول خود فیلم ساز اخلاق گرایی در چنجامه ای هر روز سخت تر میشه.این هرروز سخت تر میشه توجیح راحت دروغ گفتنه.تسریع دروغ به همه آدم ها از این طبقه بالا وپایین گرفته تا تامین میشه داد به جامعه که الان مورد بحثمون نیست.پس دروغ در مقابل خسارت .راستی در مقابل خسارت که دروغ برنده می شه.شخسیت ها به شدت تختند.بر خلاف اون چیزی که مینمایانند.فقط لو میرن.اما این آشکار شدن دروغ هم در قصه تنیده نمیشه.هم در قصه هم در کارگردانی این اصل رعایت نشده
.
موحد منتقم
سرانجام شاهکار بی چون و چرای اصغر فرهادی جدایی نادر از سیمین در جشنواره فجر اکران شد.. فیلمی که ارزش شش ساعت قرار گرفتن در صف بی سابقه ی تماشای فیلم را داشت. فیلم را با هیجان ناشی از دیدن فیلم از کارگردان درباره الی نگاه کردم. و فیلم در انتها من را با چشمان اشک آلود بدرقه کرد! جدایی نادر از سیمین تمامی آنچه شما از یک فیلم عالی انتظار دارید، از میزانسن گرفته تا فیلمنامه و کارگردانی و بازیگری عالی، یک جا در خود دارد. از همه تعجب برانگیزتر بازی حیرت انگیز ساره بیات است. شهاب حسینی هم که اگر فقط به دوربین نگاه کند کافی است! فیلم قبل از اینکه مراحل ساختش تمام شود جایزه بهترین فیلمنامه را از جشنواره آسیا پاسفیک گرفت و به بخش اصلی مسابقه برلین راه پیدا کرد.
جدایی نادر از سیمین با بازی لیلا حاتمی، شهاب حسینی، پیمان معادی، ساره بیات، سارینا فرهادی، علی اصغر شهبازی، بابک کریمی، شیرین یزدان بخش، کیمیا حسینی و با حضور مریلا زارعی روایت میشود. این فیلم با فیلمنامه، تهیهکنندگی و کارگردانیاصغر فرهادی مقابل دوربین رفته است. سیمین (لیلا حاتمی) می خواهد به همراه همسرش نادر و دخترش ترمه از ایران برود و همه مقدمات این کار را فراهم کرده. اما نادر (پیمان معادی) نمی خواهد پدرش را که از بیماری آلزایمر رنج می برد تنها رها کند. این اختلافات باعث می شود سیمین از دادگاه درخواست طلاق کند. اما دادگاه درخواست اش را رد می کند. سیمین مجبور می شود به خانه پدرش برگردد. ترمه به امید اینکه مادرش سیمین پیش آنها برگردد، تصمیم می گیرد پیش پدرش نادر بماند. نادر نمی تواند از عهده مراقبت از پدرش بر بیاید پس برای این کار یک مستخدم به نام راضیه (ساره بیات) استخدام می کند. این زن جوان که باردار است این کار را بدون اطلاع همسرش حجت (شهاب حسینی) قبول کرده است. یک روز نادر به خانه برمی گردد و....
فیلم به یکی از مشکلات خانواده های از سنت جدا شده و در راه رسیدن به مدرنیسم جامعه ما می پردازد. که زن و شوهر بدون هیچ دلیلی و صرفاً دلایل خیلی کوچکی صرفاً به خاطر غروری که دارند تصمیم می گیرند از هم جدا شوند و هیچکدام از آنها حاضر به کوتاه آمدن از خواسته هایش در برابر نیست. به قول جی اسکینر: گاهی جدایی ما آدم ها از یکدیگر، ساده تر از آن است که فکرش را بکنیم! پدر نادر که مبتلا به بیماری آلزایمر است یک سمبل تمام عیار از فیلم است. نادر و سیمین در مرز بین داشتن و نداشتن همدیگر هستند و در این میان احساسی ناپیدا به آنها نوید امید می دهد. ولی احساسی عمیق تر می گوید بهتر است به جای پرداختن به این احساس امیدواری متزلزل، آن را خاتمه دهند. شاید آن حس امید دختر آنها باشد و یا هرچیز دیگری. و دومی هم ممکن است غرورباشد؛ و دوباره هرچیز دیگری! ولی هرچه فیلم پیش می رود ماجراهای جدیدی وارد داستان می شود... همانند درباره الی هرچه به جلو پیش می رویم بازیگران با بحران های سخت تر و پیچیده تری روبرو می شوند و در پایان با یک ماتم تمام عیار (خود زنی های حجت و...) خاتمه می یابد. جدایی نادر از سیمین همانند درباره الی... باعث می شود ما در انتهای به خودمان فیلم بگوییم «همه اینها م یشد هرگز اتفاق نیافتد!
پروانه ساخت فیلم جدایی نادر از سیمین بخاطر حرف هایی که اصغر فرهادی در جشن خانه زده بود، در حین فیلمبرداری باطل شد. که البته پس از مدتی دوباره مجوز را گرفت. نمی دانم چرا پس از پایان فیلم جدایی نادر ازسیمین با خودم کلنجار می رفتم که انتخاب کنم درباره الی بهتر بود یا جدایی نادر از سیمین؟ باور کنید هرکاری کردم نتوانستم بین دو فیلمی که از بهترین فیلمهای عمرم هستند یکی را انتخاب کنم. این دو فیلم فرسنگ ها از سایر تولید های سینمایی ایران جلوتر هستند! جدایی نادر از سیمین فیلمی است که می تواند به راحتی با فیلمهای درجه یک روز سینمای جهان رقابت کند و نشان می دهد که اصغر فرهادی جامعه شناس بزرگی است که جامعه خود را به خوبی نگاه می کند و درس های خوبی به تماشاگران فیلمش از همین نگاه هایش می دهد. راستی چرا آنقدر پایان فیلم خوب بود؟ چرا بقیه کارگردان ها و فیلمنامه نویس ها نمی توانند چنین پایانی خلق کنند؟ جدایی نادر از سیمین آنقدر فیلمنامه ی خوبی دارد که در انتهای فیلم وقتی دختری که تنها یکی از قربانیان جدایی نادر از سیمین است گریه می کند و باید یا نادر و یا سیمین را انتخاب کند، خودم هم مثل همان دخترک گریه ام گرفته بود! گویی من هم می خواستم از میان نادر و سیمین یکی را انتخاب کنم!
فیلمبرداری محمود کلاری هم قطعاً یکی از امیدداران کسب سیمرغ است (هرچند که سیمرغ درب رابر این فیلمبرداری اصلاً ارزشی ندارد) که در صحنه ی دادگاه به اوج خودش می رسد. فیلمبرداری فیلم در انتقال فضای فیلم به تماشاگر در جدایی نادر از سیمین کار بزرگی انجام می دهد.
همانند فیلم درباره الی بحران در چهره بازیگران فیلم به شکل تمام عیاری موج می زند .لیلا حاتمی که استاد بازیگری در چنین نقش هایی است. شهاب حسینی و پیمان معادی هم که قبلا در درباره الی امتحان خودرا پس داده اند، در این فیلم حضوری خیره کننده دارند. فیلم فضاهای ساکت و بی روح و افسرده کننده ای دارد، که به خاطر رابطه ی رو به جدایی رونده ی نادر و سیمین به نوعی نشان دهنده روابط بین شخصیت های فیلم است. آدم از دیدن این همه ریزه کاری لذت می برد.یکی از کارهایی که برای انجام اش ثانیه شماری می کنم این است که نسخه ی خانگی فیلم جدایی نادر از سیمین را بگیرم و به صورت سیاه و سفید تماشایش کنم. قطعاً تماشای فیلم به صورت سیاه و سفید لذتی وصف نشدنی باید داشته باشد. موقع تماشای فیلم با خودم احساس می کردم که دارم یکی از فیلم های فصل اسکار را نگاه می کنم. فیلم اگر پخش کننده های خوبی داشته باشد می تواند حرف های بسیاری در جشنواره ها و محافل سینمایی بین المللی بزندو قطعا گیشه ای رویایی را پیش رو خواهد داشت. موقع بیرون آمدن از سینما تماشاگران اصلاً انگار توی این دنیا نبودند. ساکت مانده بوند. مثل مرده های متحرک از سینما بیرون می آمدند و معلوم نبود دارند به چه چیزی فکر می کنند!
لی مارشال از هالیوود ریپورتر
برلین- درست وقتی که به نظر غیر ممکن می رسد فیلمسازان ایرانی پا را فراتر از حدود ممیزی گذاشته و نظرشان را به تمام معنا ابراز کنند, جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی از گرد راه می رسد تا خلافش را ثابت کند. فیلم که در سطح روایت به ظاهر ساده اما از لحاظ روانی, اخلاقی اجتماعی پیچیده می نماید, موفق می شود جامعه ایرانی را در کانون توجه قرار دهد به گونه ای که کمتر فیلمی تا کنون قادر به این کار بوده است. مانند درباره الی, که دو سال قبل جایزه بهترین کارگردانی جشنواره برلین را برای فرهادی به ارمغان آورد و در بسیاری کشورها به روی پرده رفت, این فلیم هم توانایی آن را دارد که تماشاگران غربی را مجذوب خود کرده نبضشان را به درستی در دست گیرد.
با ابنکه ظاهراً سیاست جایی در تصویر ندارد, تمام داستان بر پایه جدایی زوجی از طبقه متوسط بنا شده چرا که زن قصه, سیمین (لیلا حاتمی) به دنبال آینده ای بهتر برای دخترش ترمه (سارینا فرهادی) می خواهد به خارج سفر کند. اما ممکن است این دلیل اصلی جدایی نباشد.
نادر (پیمان معادی که در درباره الی هم ظاهر شده) مرد نجیب اما سرسختی ست که توجهی به همسرش ندارد. آنقدر مغرور است که از همسرش نمی خواهد کنارش بماند و به خانه ی مادرش باز نگردد و این در حالی ست که همراه دخترش ترمه باید از پدر پیر خود که از آلزایمر رنج می برد نگه داری کند. با عجله زن فقیری به نام راضیه (ساره بیات) را برای کار روزانه استخدام می کند. زنی که باردار است اما بدون اجازه (یا با اجازه؟)ی شوهرش این کار را قبول می کند. چند روز بعد مرد او را اخراج و از در خانه به بیرون پرت می کند؛ زن از پله پرت و جنین سقط می شود. ادامه فیلم حول تنشی می گردد که با ورود شوهر جوشی و بدهکار راضیه به داستان و احضار نادر به دادگاه به جرم قتل نفس اوج می گیرد.
صحنه به صحنه, جزئیات چنان اضافه می شوند که ابعاد اخلاقی داستان را تغییر می دهند. فیلمنامه ی فرهادی به طرز قابل ملاحظه ای طرف هیچ یک از شخصیتها را نمی گیرد؛ حتی در مقابل, همه شان در آنِ واحد به یک اندازه حق دارند و ندارند. آنها همه در دام غرور و وجدان, اخلاق و مذهب, پول و شرافت گرفتارند.
فرهادی به رسم سومین اثر تاثیر گذار خود, چهارشنبه سوری, که ازدواج یک زوج طبقه متوسط را از نگاه کارگر جوانی نشان می داد به دقت روی تضاد طبقاتی گسنرده در ایران انگشت گذاشته, چیزی که از آن به فرق میان "مرفهین و مردم عادی" تعبیر می شود. سیمن و نادر و ترمه شغل, آپارتمان, ماشین, مدرسه و جهاان بینی طبقه متوسطی دارند؛ حتی وقتی هم دعوا می کنند صدایشان را بالا نمی برند و به راحتی می توانند قاضی (با بازی همدلی برانگیز بابک کریمی) را تحت تاثیر قرار دهند. در مقابل, راضیه و حجت به شدت فقیرند و در حاشیه شهر زندگی می کنند و از قشر آسیب پذیر جامعه اند.
راضیه بسیار مذهبی ست. حتی در جایی با مشاوری مذهبی تلفنی مشورت می کند تا ببیند عوض کردن لباسهای نجس پیرمرد حواس پرت هشتاد ساله ای گناه دارد یا نه. امتناع او از قسم به قرآن نقطه تحول داستان است.
دیگر شخصیت اخلاقگرای داستان ترمه نوجوان است, دختری به شدت جدی که یاد می گیرد در جامعه ای که تنها بر پایه دروغ عمل می کند باید از اصولش کوتاه بیاید. وقتی لحظه بیان حقیقت برای او فرا می رسد به انتخابی بسیار متفاوت از راضیه ی تحصیل نکرده می رسد.
مانند همه ی کارهای کارگردان, بیشترین توجه به بازیگران شده و بازیهای باورپذیر به عمقی نامتعارف در شخصیت پردازیها انجامیده است. هر پنج بازیگر فیلم در فیلمبرداری درخشان محمود کلاری به شدت برجسته نشان داده شده اند. گرچه فیلم دو ساعت به طول می انجامد, تدوین پر تحرک هایده صفی یاری اکشن در گیرکننده داستان از ابتدا تا انتها حفظ می کند.
