حوالی اتوبان
Cinama Center.ir
حوالی اتوبان یک درام اجتماعی والبته یک فیلم خوب در سینما ایران البته اگر بتوان از نیمه دوم فیلم براحتی گذشت.
فیلم خیلی خوب شروع می شود بازیگران عالی هستن البته تمام اینها در نیمه اول فیلم است اما درست در 30دقیقه پایانی ، فیلم یکدفعه افت می کند افتی که اگر نبود شاید الان «حوالی اتوبان»در چند بخش ازجشنواره فیلم فجرجوایزی رانصیب خود کرده بوداما آن افت ناگهانی باعث شده که فیلم مانند اکثر فیلمهای ایرانی خوب شروع شود وبد پایان یابد،البته نباید این نکته راهم نادیده بگیرم که فیلم نکات مثبت زیا دی با خود دارد.
داستانی پرکشش و جذاب با ریتمی دلپذیر همراه با دیالوگ های خوب، سکانس های تکان دهنده، شخصیت پردازی مناسب و البته فیلم برداری عالی و قاب هایی زیبا که در کنا تمام اینها می توان به مفهوم خوب فیلم نامه هم اشاره کرد که کمک زیادی به بهتر شدن فیلم می کند.
در نیمه اول فیلم تقریبا هیچ نمایی وجود ندارد که حضورش تحمیلی به نظر برسد یا هیچ حرکتی را نمی بینید که روی ریتم فیلم اثر منفی بگذارد.
در واقعه مدتها بود که درسینما ایران هیچ فیلمی با این میزان پالایش شدگی کارنشده بود.
اما تمام اینهادر جایی که پاشا «شهاب حسینی» از گذشته همسرش باخبر می شوداز بین می رود،و فیلم کاملا تغییرکرده و دچار افت قابل ملاحظهای می شود. وعلتش هم به تغییر رویه فیلم برمیگردد.
فیلمی که در نیمه اولش در فکر داستانگویی درست با ضرباهنگ مناسب و مورد قبول تماشاگر است، حالا سعی می کند درام را درون شخصیت اصلی اش متمرکز کند تا در سیر حوادث واین کار باعث افت فیلم می شود. درواقعه همین دوپارگی قابل ملاحظهای که در این فیلم به وجود می آید متاسفانه به ضرر آن تمام می شود.
البته توجه داشته باشید داستانگویی درست بدون تمرکزبر روانشناسی شخصیتها نقص بزرگی نیست ولی تمرکز بر روان شناسی کاراکترها اگر باعث سکته داستان شود، عیب بزرگی است.
تفاوت نیمه اول و نیمه دوم «حوالی اتوبان» در همین نکته نهفته است. با این وجود، فیلم هنوز هم به خاطر نیمه اولش دیدنی و جذاب است.
یکی ازنقاط قوت فیلم انتخاب بازیگران وبازیهای عالی آنهاست، گلچهره سجادیه با بازی استثنایی و بی نظیر خود بی شک یکی از بهترین نقشآفرینیهای سالهای اخیر سینمای ایران را در این فیلم ارائه داده که درکنار آن می توان به بازی زیبای افشین سنگچاپی که بهشدت مستعد بازی در نقشهای مکمل است اشاره کرد.
شهاب حسینی هم مانند همیشه خوب است ،بازی نورا هاشمی و بهناز جعفری هم قابل قبول است.
درپایان می توان«حوالی اتوبان»را یک فیلم خوش ساخت دانست که با نکات مثبت زیادی که در خود داردبه همراه فیلم نامه ای پر و پیمان و کارگردانی خوبش به مخاطبش احترام می گذاردوتماشای آن خالی از لطف نیست.
مهرانه رضایی فر
رابین وود، منتقد کهنه کار سینما، در یکی از مقالات خود، ((بازیگری بر پرده))، می گوید : ((در سینما، بازی بازیگران تا ابد در زمان و مکان منجمد شده است)). حال اگر با شرایط و اقتضائات دست و پاگیری که یک بازیگر سینما با آن مواجه است و مطلقا بازیگر تئاتر از این محدودیت اطلاعی هم ندارد، بازیگری در هر اثری که از خود ارائه می دهد، پیشرفت گام به گام خود را به رخ کشد، تلاش او قطعا شایسته تقدیر است.
مدتی است که شهاب حسینی به نقطه قوت فیلم هایش تبدیل شده و حالا دیگر، حضورش در هر فیلمی، در درجه اول اهمیت قرار دارد. اگر مخاطب پیگیر سینما باشید و در ایام جشنواره، جدایی نادر از سیمین را از دست نداده یاشید، تحسین استعداد و توانایی شهاب حسینی را به حق می دانید.
حوالی اتوبان، کاری از سیاوش اسعدی، با بازی گلچهره سجادیه، نورا هاشمی و شهاب حسینی این روزها بر پرده ی سینماهاست. فیلمی که اگر قرار باشد نقاط قوتش را انتخاب کنم، قطعا فیلم نامه سعید نعمت الله یکی از انتخاب هایم است. البته به هیچ وجه قصد ستایش ساختار فیلم نامه نعمت الله را ندارم که اتفاقا با ایرادهایی اساسی رو به روست. اما با این حال نمی شود قدرت و توان او در خلق قصه و نوشتن دیالوگ را نادیده گرفت. دیالوگ هایی که یادآور سینمای خاص کیمیایی است. این دنباله روی از لحن مسعود کیمیایی که سالها در سینمای ایران رواج داشته، بعد از مدت ها به نتیجه درخور توجهی رسیده، نتیجه ای که توان خود را به بهترین شکل ممکن در سریال زیر هشت نشان داده بود.
حوالی اتوبان، اثری که در قدم نخست، از بازیگران خوبی بهره برده و کارگردان از عهده هدایت گروه بازیگرانش که غیر از شهاب حسینی، هیچ کدام پیش فرض خاصی را در ذهن تماشاچی ایجاد نمی کند، به خوبی برآمده است. نکته ای که قابل توجه می باشد، بازی امیدوارکننده نورا هاشمی، همسر سیاوش اسعدی کارگردان اثر، است که معلوم نیست به چه دلیل کم کاری را برگزیده، چون استانداردهای کارش از حداقل استانداردهای انبوه بازیگرانی که بی دلیل در سینما حضور دارند، بسیار بالاتر می نماید.
با وجود تمام نقاط قوتی که باید در فیلم حوالی اتوبان دید، نقاط ضعف هم وجود دارد که نمی شود به سادگی از کنارشان عبور کرد. این که فیلم در زمان هایی از ریتم می افتد و یا این که توضیح اضافات گاهی در طول تماشا آزارمان می دهد، هیچ توجیهی نمی تواند داشته باشد. ناپدید شدن یکباره شخصیت ها اصلا در خدمت فیلم نیست. به عبارت دیگر، شخصیت سیما با بازی نورا هاشمی، ناگهان به فضای خانه پرتاب می شود و دیگر سراغی از شخصیت هایی که در روند داستان شاهدشان بودیم، گرفته نمی شود.
به بیان دیگر، صراحت لحن اسعدی در فیلم و مطلق انگاشتن کاراکترهایش، نه تنها نتیجه بهتری ارائه نمی دهد بلکه گاهی تماشاگر را از هدف اصلی سازندگان اثر هم دور خواهد کرد. فیلم سراسر با یک شخصیت همراه می شود و دیگر شخصیت ها فرصت پرداخت درست را ندارند. البته همراه شدن تماشاگر با یک شخصیت، به خودی خود نکته منفی محسوب نمی گردد. اما استفاده ابزاری از کاراکترها، برای رسیدن به مقصود نهایی کارگردان، با مختصات سینمایی که امروزه می شناسیم تفاوت بسیار دارد.
خیلی وقت است که قضاوت صرف از جانب کارگردان و چسباندن برچسب به شخصیت اصلی و بعد هم نمایش عاقبت به خیر نشدن او، کارکرد گذشته خود را ندارد. گویا سیاوش اسعدی به عنوان کارگردان، آن قدر به گناهکار بودن شخصیت سیما ایمان داشته که به راحتی نیمه دوم فیلم را یکسره خرج برپایی دادگاهی برای محکومیت او می کند. و تقریبا تمام تلاشی که در نیمه اول برای فضاسازی متحمل شده بود را به راحتی بر باد می دهد.
به هر صورت اگر حوالی اتوبان را صرفا تمرینی موفق برای فیلمسازی اسعدی بدانیم، شاید اشکالاتش را بتوان به حساب تجربه اندوزی او گذاشت. شخصا ترجیح می دهم به حوالی اتوبان و حاصل کار کارگردانش این طور نگاه کنم. چون از همین فیلم مورد بحث هم مشخص است که اسعدی به شناخت خوبی از جامعه ای که قصد به تصویر کشیدنش را دارد، رسیده و دانش سینمایی خود را به خدمت هدفش درآورده است.
در هر حال باید از ورود کارگردانی کاربلد و آگاه به مسائل روز جامعه اش به سینما شادمان بود، سینمایی که به سازندگانی که ردیف دندان و مردان زن نما و انبوه شوخی های زننده حکایتشان نباشد و بیش از آن که دغدغه جیبشان را داشته باشند، به رسالت هنری خود ایمان دارند، سخت نیازمند است