h
jds
حاتمیکیا آرمان را تجربه کرده و فرهادی واقعیت را دیده

تقابل حاتمی کیا و فرهادی
جدایی نادر از سیمین....فیلمی که می تواند شما را درگیر کند...هر پلانش انگار پر از حرف است و از دست دادن یک صحنه اش یعنی از دست دادن فیلم....دیالوگ هایش را باید احساس کرد و باید با تمام وجود دنبال فلسفه اش بود....هیچ نگاهی...حرف...رفتاری...
از رد و بدل شدن دیالوگ های نادر و حجت در دادگاه که نشان دهنده دید پر از سوء ظن دو طبقه اجتماعی متوسط و فقیر در جامعه ایران است... تا غرور نادر برای دخترش و حس ترس و نگرانی مادر....قرار گرفتن آدم ها میان دو راهی های بی انتها و جبر و اختیاری که مثل پتک بر سرت می خورد....دروغ و دروغ و دروغ....تلخ مثل واقعیت و ترمه ای که می ماند بین دو انتخاب که من بیننده باید قضاوت کنم....دادگاهی که قاضیش همه کسانی هستند که فیلم را می بینند و انتخاب آنها فیلم را تمام می کند...
برنامه راز شبکه 4 سیما،حاتمی کیا را دعوت کرد تا حرف های دل او را بشنود و حاتمی کیا هم صادقانه حرف زد...صداقت از صدا و کلام و حرف هایش می بارید...
اما وقتی در مورد فیلم جدایی نادر از سیمین کمی حرف می زند اصلا انتظار شنیدن این کلمات را نداشتم....:
-من خودم را نمی بخشم که فیلمی بسازم که مخاطب را ناامید کنم. اصلا من کی هستم که بخواهم کائنات به این بزرگی و این جهان بزرگ را این گونه ببینم و به جان این جامعه بزنم که آسمان ابر گرفته است و روزنه نور و امیدی نیست. این کار ایجاد خفقان است. و اوج بی اخلاقی فیلم ساز و یا هر کسی است که این خفقان را ایجاد می کند. که بخواهیم بگوییم به فرزند و خانواده و چه هیچ کس هیچ امیدی نیست. همه دروغ بگوییم! همه دروع می گوئیم! و همه جبرا دروغ می گوییم! ودر اختیار ما نیست!. حالا و پس تصمیم بگیریم که برویم آن ور اب!. از این غیر اخلاقی تر ممکن است؟ این خفقان و استبداد ناامید محورانه، بدتر از خفقان سیاسی است.
راستش حرف هایش مرا بی نهایت به فکر فرو می برد...نگاهش به فیلم نگاه حاتمی کیاست...نگاهی که مطمئنم از روی صداقت است...نگاهی از جنس آژانس شیشه ای...
اصغر فرهادی هم در چند مصاحبه ای که داشته غیر مستقیم پاسخ چنین نظر هایی را می دهد که اینجا می آورم و بعد از آن به تحلیل این دو نگاه می پردازم:
اگر خوشبین باشم و نگویم این ادعا از سر تنگنظری و حسادت است میگویم از سر نگاهی سطحی به فیلم است، فیلم ناامیدکننده فیلمی است که وقتی تماشاگر از سالن بیرون میآید، این قدر بیانگیزه و مایوس است که دلش نمیخواهد به فیلم فکر کند و انرا دوباره در ذهن مرور کند. در حالیکه وقتی تماشاگر این فیلم از سالن بیرون میآید، فیلم برایش ادامه دارد. در فکر است و سئوال کردن و بحث و جدل ادامه پیدا میکند. بااین شرایط چگونه میتواند فیلمی هم ناامیدی ویاس را ترویج کند و به موازات باعث این همه سئوال ،چالش و بحث و نظر هم بشود. سئوال مقدمه و کلید اندیشیدن است، نمیشود هم تماشاگر را مایوس و نا امید کرد هم به سمت اندیشیدن سوق داد. این یک تناقض است.
این داستان تلخ است چون صادق است. جعل نمیکند. شعار نمیدهد. وعدههای تو خالی و بیپشتوانه امید بخش نمیدهد. اما عبوس نیست.سرد نیست. حتی رنگ فیلم هم به عمد رنگ گرمی ست با وجود اینکه میطلبید به دلیل تلخی داستان رنگها سرد و تیره باشند، برعکس با آقای کلاری تصمیم گرفتیم رنگ فیلم گرم باشد.
بنابراین هیچ تلخی را به عنوان فیلمساز به فیلم تحمیل نکردهام. وقتی تماشاگر به یک شناخت و آگاهی نسبت به آدمهای فیلم که برایش بیگانه نیستند و شاید خودش را هم در میان انها پیدا میکند، میرسد احساس رنج میکند. مثل رنج اگاهی از بیماریمان.
تلخی و رنج میوهی آگاهیست، وقتی به موقعیتی آگاه میشوید که خود درون انید این آگاهی به جای آنکه شما را آرام کند، بیشتر شما را دچار رنج میکند، بنابراین آگاهی وشناختی که تماشاگر از این موقعیتها و شخصیتها پیدا میکند برایش رنج آور است.این محصول آگاهیست.
راستش حرف ها را کنار هم می گذارم...چشمان رنگی حاتمی کیا را کنار چشمان سیاه فرهادی می گذارم ...به واقعیتی می رسم... به واقعیتی که دغدغه فیلم سازی از جنس حاتمی کیا نیز بارها بوده....تفاوت نگاه نسل ها....شاید راز این اختلاف همین است....
فرهادی نگاه نسل جوان امروز را دارد...دغدغه هایش بی اخلاقی دنیای امروز و ایران امروز است....روزهایی که او دیده و به بلوغ سینماییش نزدیک می شده تیتر اول روزنامه هایش آمار طلاقیست که روز به روز بالا می رفت.....دختران فراری و مجله های زردی بود که از داستان خیانت ها می گفت....به تاریکی قتل های کودکان زیر 18 سال و قصاص آنها وقتی بچه ای بیش نیستند....داستان بوجود آمدن دو قشر جامعه که انگار آنقدر فاصله هایشان زیاد شده که دیگر برادر هم باشند یکدیگر را نمی شناسند...داستان فقر و اعتقاد و بعضا خرافه قشر سنتی و خود فروشی و دزدی و .... قشر فقیر تر دربرابر دنیای پر از خیانت و دروغ و زرق و برق و غیبت و تهمت و قدرت چشم و همچشمی قشر متوسط به بالای جامعه ما....دورانی که هر که برای خانه بهتری...برای وضع مالی بهتری....برای بساز و بفروش با سود تری...برای برای برای...و هزاران برای دیگه که جامعه ما را به زوال برد خیلی وقت ها دست به خیلی کارها زد...شد شهر زیبا...چهارشنبه سوری...درباره الی و حالا جدایی...جدایی دو قشر...دو زوج...دو دوست و...
حاتمی کیا بازماندهی نسل کارگردانان جنگ است...کارگردانان نسل آوینی...نسل اخلاق...روزهایی که تنها صداقت بود و صداقت بود و صداقت...روزهایی که همه جانشان را فدای هم می کردند و فدای کشورشان....فدای ارزش های اخلاقی....فدای دینشان....فرق هم نمی کرد از چه طبقه ای باشند....همه با هم و کنار هم بودند....دروغ دشمن خدا بود و غیبت اجر شهادت را از بین می برد و همه می خواستند یک انقلاب را پاسداری کنند....پسری اگر از خانه فرار می کرد نمی گفتند با دوست دخترش فرار کرده...یا جنازه معتادش را چند سال بعد زیر جوبی...کنار رودخانه ای...در دستشویی پارکی یا کنار مترویی....پیدا نمی کردند....اگر بی اطلاع می رفت احتمالا سر از جبهه در می آورد و اگر کشته می شد شهید می شد....تمام خونها و تلخی ها برای امید بود....و جدایی عین رسیدن...
اینجاست که حاتمی کیا و فرهادی نگاهشان دو زاویه را می بیند...
حاتمی کیا دیده است این فاصله طبقاتی را...وقتی آژانس شیشه ای را می ساخت نگاه آن پسر بچه آلمانی کرخه تا راین را حالا بعد از چند سال در چشم خود هموطنان ایرانیش می دید که انگار از همه آن صداقت ها و اخلاقیات خسته شده بودند....در بنام پدر از این فاصله های دو نسل می گوید....اما....اما غافل از اینکه گاهی اوقات تنها نباید راوی بود...باید بروی وسط میدان و جزیی از آن شوی....باید بروی بجای تلاش برای حاج کاظم بودن کمی هم خودت را جای نادر و حجت بگذاری...جای همان مسافرهای دنبال بلیط و مبارک در آژانس شیشه ای تا ببنی بعد جامعه در چشمانت چگونه می شود....
حاتمی کیا باید این فیلم را نا امید کننده بخواند...باید نقدش کند...اگر نقد نمی کرد خیانت کرده بود بخودش....به فیلم سازیاش...حاتمی کیا از آرمان هایش حرف می زند و فرهادی از واقعیت هایی که وجود دارند....واقعیت هایی که صد هزار هزار بدتر از انچیزیست که فرهادی نشان می دهد گاهی....
حاتمی کیا حتی در دعوتش هم تمام سقط ها را تبدیل به شکست می کند و همه را به تولد فرا می خواند....غافل از آنکه در ایران روزانه دها نفر سقط جنین می کنند...آری...حاتمی کیا دنبال آرمان شهریست و اخلاقیاتی که همه مان دوست داریم....دنبال اخلاقیاتی که برایش خونها ریخته شده و او از آنجا کارش را شروع کرده و اگر غیر این بگوید یعنی تمام آنکارها بیهوده بوده...چیزی که حاتمی کیا را به لاک خودش فرو می برد و نمی خواهد بجایی برسد که ببیند تمام آن کارها و حرف ها بیهوده بوده است....
آری...حقیقت همین است...هر دو نگاه راست می گویند....حاتمی کیا مردمانی را می بیند که جانشان را کف دستشان گذاشته اند و برای آرمانهایشان فدا کرده اند و فرهادی جامعه شعار زده ای را که آدمهایش کم یا زیاد برای دو روز زندگی بهتر دست به خیلی کارها می زنند....
و آخر آنکه هر وقت و هر صحنه از فیلم فرهادی را که می دیدم آن صحنه برایم آشنا بود ..انگار هر روز دارم هزار بار می بینم و می شنومشان...همه آدمها نه خوبند و نه بد مطلق....هم دروغ می گویند و در عین حال آدم خوبیند ! و هم از خودشان می گذرند و در عین حال آدم بدیند !...همه خاکستریند...خاکستری خاکستری...و خالی از قهرمان هایی که بیاییند و همه را نجات دهند....
نقدوبررسی فیلم/نقد وبررسی فیلمهای ایرانی/
دنیای مردانه کیمیایی /دنیای زنانه میلانی

امیر قادری
همانقدر که مسعود کیمیایی اصرار دارد دنیای مردانه ی ایده ال اش را در فیلم هایش گسترش دهد و در این دنیای زمخت و مرد سالار زن های محنت کشیده و به حاشیه رانده شده زیر سایه ی بزرگ مردان در حال آب رفتن و کوچک تر شدن هستند دنیای زنان فیلم های میلانی هم در حال پرو بال گرفتن هستند و دختران ِ این فیلم ها تمام تلاش شان را می کنند تا به بهانه ی اثبات توانایی های خود حال مردان را جا بیاورند و پوزه

شان را به خاک بمالند ! در جشنواره ی سال گذشته هر دو این کارگردانان با آثارشان که مملو بود از عناصرهمیشگی مورد علاقه شان حاضر بودند . البته کیمیایی خوش شانس تر بود و دنیای مردان ِ رفیق بازش به مذاق برخی منتقدان خوش آمد اما دنیای زنانه ی فیلم میلانی که اینبار برخلاف آثار سابقش از حواشی جنجالی همیشگی هم برخوردار نبود هیچ بازخورد مثبت و یا حتی منفی در پی نداشت. هر چند که با حضورش در برنامه این هفته هفت، همه چیز به همان شکل جنجالی سابق بازگشت!
"عباس کیارستمی"،"چن کایگه" و "ساتیاجت رای" در بخش اساتید سینمای شرق جشنواره بین

یزدان عشیری مدیر روابط عمومی جشنواره بین المللی فیلم کیش با اعلام این خبر گفت: دراین بخش نمایش آثار سه فیلمساز مطرح و استاتید سینمای شرق در جشنواره پیش بینی شده که عباس کیارستمی با فیلم سینمایی "زندگی و دیگر هیچ" از ایران، چن کایگه با فیلم "قول" از چین و ساتیا جیت رای با فیلم "غریبه" از کشور هند در بخش اساتید سینمای شرق جشنواره بین المللی فیلم کیش فیلمهایشان به نمایش گذاشته می شود.
وی ادامه داد: 4 تا 8 اردیبهشت ایران میزبان ضیافتی بزرگ و جشن فراگیر هنرمندان، سینماگران و مدیران فرهنگی و سینمایی منطقه خاورمیانه، آسیای میانه و جهان اسلام است و قطعاً این گردهم آیی و اجتماع فیلمسازان داخلی و خارجی در این رویداد بین المللی منطقه ای در آستانه روز ملی خلیج فارس دستاوردهای بسیاری در پی دارد.

شایان ذکر است"کیارستمی فیلم سینمایی "زندگی و دیگر هیچ" را قبل از فیلم زیر درختان زیتون ساخت و این فیلم برنده جایزه بخش نوعی نگاه در چهل و پنجمین جشنواره فیلم کن، فرانسه ۱۹۹۲ و برنده جایزه ویژه منتقدان در هفدهمین جشنواره بینالمللی فیلم سائوپولو، برزیل ۱۹۹۳ شد".کیارستمی که "زندگی و دیگر هیچ" را به تهیه کنندگی علیرضا زرین دست کارگردانی کرد، درباره "سه روز پس از زلزله ویرانگر خردادماه 1369 در استان گیلان است که پدر و پسری برای اطلاع از سلامت احمد و بابک احمدپور، بازیگران فیلم خانه دوست کجاست؟ ساخته عباس کیارستمی، که ساکن روستاهای رودبار هستند، به منطقه زلزله زده می روند." از عوامل فیلم می توان به فیلمنامه: عباس کیارستمی،فیلمبردار: همایون پایور،صدابردار: حسن زاهدی و بهروز زاهدی،طراح صحنه و لباس: فرهاد مهرانفر،صداگذار: چنگیز صیاد،تدوین: عباس کیارستمی و چنگیز صیاد،بازیگران: فرهاد خردمند، پویا پایور، حسین رضایی، فرخنده،فیضی، محرم فیضی و بهروز عابدینی اشاره کرد.
همچنین فیلم قول(چین) به کارگردانی چن کایگه هم از فیلمهای مطرحی است که جایزه های متعددی را به دست آورده است.درخلاصه داستان آن آمده است: کی دختر یتیم فقیر و گرسنه به نام " یکنگ چنگ" است که با کی الهه به نام "مانشن" ملاقات می کند، او در این ملاقات می پذیرد که زیباترین و ثروتمندترین دختر شود اما این نفرین هم همراه او باشد که هر مردی را که عاشقش می شود از دست بدهد ، مگر آنکه سه اتفاق بیافتد برف در بهارببارد، زمان به عقب حرکت کند و مرده به زندگی بازگردد و....
فیلم غریبه(هند) به کارگردانی ساتیاجیت رای ، است که در خلاصه داستان آن آمده است :آنیلا نامه ای از مردی دریافت میکندد که ادعا دارد، دایی اوست. این دایی، 35 سال پیش ناپدید شده بود. او یک غریبه برای خانواده آنهاست و تصور میشد مرده است. او در نامه اش برای گذراندن چند روز در کنار آنیلا ابراز تمایل میکند و نزد او می آید. دایی ادعا می کند که انسان شناس است و به سراسر جهان سفر کرده است. وی ادعا می کند از قاره اروپا بازدید به عمل آورده و سپس به آمریکا رفته است ، مکانی که در آنجا میان بومیان زندگی کرده و کتابی به نام "سرخپوستی در میان سرخپوستان" نوشته است و هم اکنون قصد دارد به استرالیا سفر نماید و میان بومیان آنجا زندگی کند.
عزتالله انتظامی رییس افتخاری جشنواره فیلم شهر شد!!

/چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم شهر/
عزتالله انتظامی رییس افتخاری جشنواره فیلم شهر شد
خبرگزاری فارس: عزتالله انتظامی هنرمند مطرح و با سابقه سینما، تئاتر و تلویزیون به عنوان رییس افتخاری جشنواره بینالمللی فیلم شهر معرفی شد.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم شهر، عزتالله انتظامی بنا به پیشنهاد شورای سیاستگذاری و درخواست دبیر جشنواره ، ریاست افتخاری این رویداد فرهنگی و هنری را پذیرفت.
این بازیگر با سابقه و مطرح سینما روز گذشته طی بازدیدی از بخش های مختلف جشنواره فیلم شهر ضمن بیان این که یکی از ابتکارات شهرداری تهران برگزاری چنین جشنوارهای است، با فعالیتهای صورت گرفته در این جشنواره از نزدیک آشنا شد.
چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم شهر با رویکرد «شهری انسانی برای انسان شهری» با دبیری دکتر ابراهیم داروغهزاده از 24 تا 29 اردیبهشت ماه سال آینده در تهران برگزار میشود.
چهارمین نشست اتاق رسانه

در چهارمین جلسه ی سلسله نشست های اتاق رسانه با حضور مسعود ده نمکی و امیر قادری،«سید صادق پژمان» مدیر فرهنگسرای رسانه آرزو کرد که جلسه ای به دور از فضای دو قطبی پیرامون فیلم پیش رو باشد و با تعمق بیشتر به مسائل مربوط به فیلم پرداخته شود و فروش اخراجی ها ی سه بتواند به وضعیت اقتصادی سینمای ایران کمک کند. این اولین بار بود که امیر قادری ترجیح داد به جای مقدمه چینی و توضیح درباره ی فیلم از خبرنگار ها دعوت کند که پرسش و پاسخ با عوامل فیلم اخراجی های سه آغاز کنند و اظهار امید واری کرد که به دور از فضای دو قطبی جلسه درباره ی مباحث فنی و هنری فیلم توجه بیشتری شود ولی در ادامه اضافه کرد که اخراجی ها را نمی توان از حاشیه هایش اضافه کرد و ابتدا از مخالفین درخواست کرد که سوالات خود را مطرح کنند. و پرسید چه کسانی از حضار داحل جلسه موافق تحریم فیلم بودهاند؟
یکی از حضار که تنها به عنوان علاقه مند سینما در جلسه حضور داشت به شرایط نا برابر سالن های اختصاص یافته شده به فیلم های اکران نوروزی اشاره کرد که ده نمکی این اتفاق را خارج از حوزه اختیار کارگردان دانست و پاسخ گویی به این سوال را وظیفه ی صابری، سخنگوی انجمن سینمادار ها دانست.وی در ادامه افزود: در همه ی دوره های اکران دو تا سه تا از فیلم ها پرمخاطب تر از دیگر فیلم ها هستند و سالن های بالاتری به این فیلم ها اختصاص داده می شود. بیش از سی تا از سنیماها جزو سینماهای تعطیل بودند و با آمدن اخراجی ها سینمادار ها حاضر شدند که این فیلم را اکران کنند. در تهران 25-26سینما ،5فرهنگسرا و 3سینمای حمایتی این فیلم را اکران می کنند. اما در نظر داشته باشید که در بعضی از شهر ها بدترین سینماها و کوچکترین سالن ها در اختیار اخراجی هاست.پخش کننده ی یک فیلم امین است و من از او خواستم که رفتار جوانمردانه ای با فیلم من و فیلم «جدایی نادر از سیمین» داشته باشد.
در ادامه یکی از خبرنگاران اماری در خصوص سالن های اختصاص داده شده به دو فیلم مذکور گفت: تعداد سالن های دو فیلم اخراجی ها و جدایی نادر...در تهران تقریبا برابر بوده است و بعد از عید حدود شش سالن دیگر به این سالن ها اضافه شده در حالی که سه فیلم دیگر اکران نوروزی کمتر از 15سالن در اختیار دارد.
ده نمکی هم مجددا اضافه کرد که پاسخ گویی به این سوال ارتباط چندانی با من ندارد ولی برای آخرین بار و در جمع خبرنگاران رسانه ها می گویم که دو سال گذشته هم فیلم «درباره الی» با 20سالن و در حدود سه ماه اکران شد و کسی اعتراض نکردو یا فیلم «پوپک و مش ماشاالله» حدود سی سالن در اختیار داشت چرا که هر سال به تعدادی از فیلم ها مارک پر فروش می چسبانند و طبیعی است که سینمادار ها تمایل دارند که این فیلم ها را اکران کنند. ولی در نظرداشته باشید که یک روزی دیگر اخراجی ها نخواهد بود. اخراجی ها با فروشی که داشت بدهی های مربوط به سینما را پرداخت کرد و حیف است با فیلمی که از عوامل حرفه ای سینما استفاده کرده و گردش مالی حدود 20 میلیارد را در سنیما ایجاد کرده است این طور برخورد شود آن هم در سینمای کشوری که کل گردش مالی آن در حد یک طلا فروشی است. اخراجی ها اگر هیچی نداشته باشد حداقل به این سالن ها رونق داده است. خود سینمادار ها در شهر های کوچک خدا را شکر می کنند که فروش اخراجی ها بالاست.این مسائل مربوط به انجمن صنفی نمایش مربوط است و نه من. من و آقای اصغر فرهادی به پخش کننده ای که عضو همین بدنه ی سنیماست اعتماد کردیم و وقتی من اعتراض نمی کنم که حق من در خیلی از سینماها اجحاف شده است انتظار دارم که دوستان دیگر هم فرافکنی نکنند و به این سوال پاسخ بدهند که آیا قرار دادن این فیلم ها در کنار هم و در این شرایط درست است؟آیا این کار فیلم سوزی نیست؟ این چیدکان چیدمان درستی نیست و امید وارم صاحبان سه فیلم دیگری که در این شرایط اکران شدند در آینده به فروشی بالاتر از اخراجی ها دست یابند.
فرامرز روشنایی که مدیریت روابط عمومی فیلمهای زیادی را به عهده داشته در این لحظه میکروفن را در دست گرفت و درباره ی اینکه سینمادار ها خودشان فیلم ها را انتخاب می کنند توضیحاتی داد: سینما پیوند تهران د بهترین حالت روزی20هزار تومان فروش داشت در حالی که این روز ها با فروش اخراجی ها روزی700هزار تومان فروش دارد.سینماها در اخیتار فیلم ها قرار نمی گیرد. بلکه فیلم ها را به اختیار می گیرد. بگذارید یک حقیقتی را بگویم. سینما "پارس" واقع در میدان انقلاب متعلق به آقای "مرتضی شایسته" است. ایشان پخش فیلم خانم میلانی و آقای فرید(زن ها شگفت انگیزند) را به عهده دارد اما در سینمای خودش اخراجی ها و جدایی نادر از سیمین را اکران کرده است که سینمایش بفروشد...همین را می خواستم بگویم...
خبرنگار «خبرگزاری آریا» درباره ی نظر منتقدین نسبت پراکندگی موضوع در فیلم اخراجی ها پرسید و ده نمکی فیلم را محصولی دانست که باید از نظر حرفه ای و تخصصی نمره ی قبولی دریافت کند و بعد مخاطبین خود را جذب کند. اخراجی های 3 هم می تواند به عنوان سومین اثر یک فیلم ساز مورد ارزیابی حرفه ای قرار بگیرد اما این فیلم از نظر مضمون فیلم شلوغی است که به مووضع فیلم مربوط می شود و چون ما قصد داشتیم شرایط ملتهبی را طرح کنیم طبیعی است که ساختار و نوع فیلم برداری برای کمک به القای همین موضوع بوده است. نباید درباره ی فیلم سازان کم فروشی کرد و بر اساس توان خودم هر دو سال یک بار می توانم فیلمی بسازم و معتقدم باید برای هر یک پلان فیلم حرفی برای گفتن داشته باشم. اما بین این فیلم و فیلم اخراجی های یک و دو، یک ارتباطی وجود دارد که در انتهای هم شخصیت های فیلم سرانجام می یباند، به هم می پیوندند و تکلیف شان مشخص می شود. این پراکندگی تعمدی است و تمرینی است برای کارهای بعدی من.
«فرشاد گل سفیدی» که بعد از فیلم مستند "کدام استقلال کدام پیروزی» دومین تجربه ی همکاری با ده نمکی را گذرانده است.
به ایجاد فضای مستند گونه و ایجاد یک مستند باز سازی شده به جای مستند واقعی و دوربین روی دست در صحنه های شلوغ در جهت هدف فیلم تاکید داشت.
در ادامه ی صحبت های ده نمکی و گل سفیدی در خصوص پاسخ به خبرنگار قبلی یکی از حضار که به عنوان دانشجوی سینما در سالن حضور داشت گفت متاسفم برای سینمای کشورم که پر فروش ترین فیلمش باید اخراجی های سه باشد. او بعد از تشویق حضار ادامه داد در هالیوود تایتانیک و آواتار پر فروش ترین فیلم
باشد اما در ایران اخراجی های سه باید بیشتر از درباره الی و جدایی نادر از سیمین بفروشد.
ده نمکی هم گفت: به خاطر اینکه اینجا هالیوود نیست خالیوود است! یکی دیگر از 
حاضران هم از دهنمکی برای زیر پا گذاشتن خطوط قرمز انتقاد کرد. امیر قادری گفت ظاهرا ماجرا برعکس شده است و دهنمکی ادامه داد پارسال این را بهروز افخمی هم به من گفت که ظاهرا حالا تو باید پاسخگوی معترضانی باشی که از تو میخواهند خطوط پذیرفته شده پیشین را رعایت کنی!
یکی دیگر از دانشجویان سینما میکرفن را دست گرفت و با استناد به یکی از نقل قول های ده نمکی که در آن گفته بود:«اگر من نبودم سینماها به رستوران تبدیل می شد» اشاره کرد و از او درباره ی این ادعا پرسید و نسبت به لحن بد ده نمکی در پاسخ به سوالات اعتراض کرد.وی فروش بالای فیلم و این سلسله از ادعاهای ده نمکی را مدیون تبلیغات زیاد و استفاده از بازیگران مشهور دانست. ده نمکی هم در پاسخ به این سوال گفت: حیف است که شما به عنوان دانشجوی سینما این حرف را می زنید.
سینما یعنی همین. یعنی استفاده از بازیگر و تبلیغات و .. من درک می کنم که دست زدن های شما یعنی چه و ...اما سینما مثل کشور ما می ماند و امید وارم شما هم فیلم هایتان را بسازید. همان دانشجو اضافه کرد شما اجازه می دهید ما فیلم بسازیم؟ مسئله این است که به ما اجازه نمی دهند موضوعاتی مشابه موضوعات فیلم های شما را بسازیم. ده نمکی هم گفت: به قول مجید سوزوکی این کار ها جگر می خواهد! ده نمکی با اشاره به خبرنگاران حاضر در جلسه گفت: من هم مثل شما مطبوعاتی بودم. اجازه بدهید درباره ی فیلم حرف بزنیم نگذارید حرف های یک سری از روشنفکر ها ذهن های شما جوانان را منحرف کند.این ژست های اپوزیسون که نمی گذارند حرف بزنیم را بگذارید کنار.
امیر قادری از ده نمکی درخواست کرد که اجازه بدهد همه بتوانند حر فهایشان را به راحتی بیان کنند تا هم برای ابراز واکنش آزاد باشد. ده نمکی هم با بیان اینکه جلسه ی نقد فیلم است و نه نقد روشنفکری. اگر اخراجی های یک در همان سالی که شما اشاره کردید نمی فروخت خیلی از سینماها تعطیل می شد. ولی متاسفانه درگیر لج و لج بازی شده ایم. به من اعتراض می کنند که چرا فیلم می سازی و من هم می گویم می سازم...خوبم می سازم! از جلسه ای که در آن منتقد ها و خبرنگارها حضور دارند انتظار دارم که درباره ی فیلم سوال بپرسند.
خبرنگار دیگری می پرسد: آیا می توان میزان فروش فیلم را ملاک موفقیت آن تلقی کرد؟
ده نمکی در پاسخ اضافه کرد: این جزو بدیهیات است که هر فیلم پر فروشی الزاما فیلم خوبی نیست.
همان طور که هر فیلم کم فروشی را نمی توان یک فیلم هنری و موفق دانست.کسانی که با بعد صنعت سینما فیلم می سازند و با زد و بند فیلم می سازند و بعد هنری آن را در نظر نمی گیرند کارشان صحیح نیست و کسانی که هم که بعد هنری فیلمشان قوی است و بعد صنعتی و رسانه ای فیلم را در نظر نمی گیرند و بخشی از سینما را در فیلم هایشان لحاظ نکرده اند.
فلسفه وجودی رسانه ،مخاطب است کسانی که فیلم های هنری موفقی می سازند ولی مخاطب ندارند این بعد را در نظر نمی گیرند.
اخراجی ها بعد صنعت و رسانه را در خود دارد و در خصوص بعد هنری اش هم سعی می شود که بالاتر از این برود. بازی های خوب است و دست یابی به فرم کارگردانی مطلوب بعد از فیلم پنجم و ششم ممکن می شود. از منتقدان طیف روشنفکر که به این ابعاد توجه داشتند هم تشکر می کنم. امیر قادری هم از ده نمکی می خواد که طیف روشنفکر و غیر روشنفکر را از هم تفکیک نکند و صرفا به خوب بودن یا بد بودن فیلم توجه شود و نه مرز بندی های رایج. ده نمکی هم با اصلاح حرف خود اضافه می کند که منظور او افراد طراز اول سینما و کشور است.
قادری هم در ادامه اشاره می کند که اخراجی ها 3 درباره ی همین عدم مرز کشی هاست و بهتر است که به این بحث ها و تقسیم طیف ها پایان دهیم.
خبرنگار واحد مرکزی خبر از ده نمکی می پرسد: با توجه به این تحریم های صورت گرفته است فکر می کنید چرا فیلم تان فروش داشته است؟ده نمکی هم این استقبال را در این می داند اخراجی ها حرف دل مردم را می زند. در انتهای همین سوال «مهرداد حبیبی» هم از خبرگزاری فرهنگ و هنر از ده نمکی پرسید:شما در فیلم هایتان از چه جایگاهی صحبت می کنید؟ از جایگاه یک مسئول دولتی و حکومتی یا از جایگاه مردم یا یک نظامی؟
ده نمکی هم در پاسخ گفت: من هیمشه سعی کرده ام تریبونم به جای آنکه به سمت مردم باشد سعی از سمت مردم به سمت دیگران باشد. از سمت کسانی که خودشان را بالاتر از مردم می دانند چه مسئولین چه هنرمند ها وروشنفکر ها که مدام می خواهند به مردم بگویند چه کار کن و این را بخور و این کار را بکن و نکن و ...
یکی دیگر از خبرنگاران سایت "سینمانگار" به نوع طنز فیلم اخراجی ها و هجو کلیپ های ماهواره ای انتقاد کرد و آن را متضاد با اهدافی که ده نمکی برای اخراجی ها بر شمرد دانست.چرا هر کسی از فیلم شما انتقاد می کنید می گویید آقا زاده است.ابزار شما غلط است. حجم بالای کلیپ های ماهواره ای در فیلمتان است که شما خودتان به آنها انتقاد داشتید چه علتی دارد؟
ده نمکی هم به اینکه بالای 22 تا از کلیپ های ماهواره ای در فیلم های دیگر به کار رفته است . ولی اگر آنها استفاده کنند خوب است ولی اگر من استفاده کنم بد است. من در این کلیپ ها مسائل اجتماعی را عنوان می کنم. منتقد های دهه شصت به ما می گفتند که نباید مثل مردم عادی نگه کنند. چرا به این توجه نمی کنید که کسی که ده سال روزنامه نگار بوده است و علوم سیاسی خوانده است نمی تواند نگاه دم دستی داشته باشد؟من هم می توانستم بروم سراغ شغل دیگری که پول بیشتری داشته باشد. در این فیلم مسائل مهم اجتماعی مطرح شده است
"اتاق رسانه سینمای ایران"
کافه سینما-سومین "اتاق رسانه سینمای ایران" ویژه اصحاب رسانه با حضور تهیه کنندگان و کارگردانان فیلمهای مذکور و امیر قادری کارشناس اتاق رسانه ، روز یکشنبه 15 اسفند ماه ساعت 15 الی 17 در سالن شهید آوینی فرهنگسرای رسانه برگزار می
شود.
متن کامل خبر: فرهنگسرای رسانه در سومین نشست "اتاق رسانه سینمای ایران" به نقد و بررسی فیلم های "آتشکار" ، "پرسه در مه" و"حوالی اتوبان" می پردازد.
سومین "اتاق رسانه سینمای ایران" ویژه اصحاب رسانه با حضور تهیه کنندگان و کارگردانان فیلمهای مذکور و امیر قادری کارشناس اتاق رسانه ، روز یکشنبه 15 اسفند ماه ساعت 15 الی 17 در سالن شهید آوینی فرهنگسرای رسانه برگزار می شود.
"اتاق رسانه سینمای ایران" سعی دارد ظرفیتی را فراهم آورد تا اهالی سینما و اصحاب رسانه به صورت مستقیم به نقد، تبادل نظر وگفتگو بپردازند، هدف از برگزاری چنین نشست هایی نیز نزدیکترشدن دو طیف مهم و تاثیرگذار جغرافیای عظیم رسانه در آینده است. خبرنگاران رسانه های گروهی مدعوین اصلی این جلسات هستند. فرهنگسرای رسانه، این سری جلسات را با بحثدرباره فیلمهای مهم و فاخر سال ادامه خواهد داد.
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه، فیلم سینمایی "آتشکار" به کارگردانی و تهیه کنندگی محسن امیریوسفی، داستان یک کارگر آتشکار است که بر سر تصمیمی
مردانه با روح پدرش درگیر می شود و... .
همچنین فیلم "پرسه در مه" به تهیهکنندگی جواد نوروزبیگی وکارگردانی بهرام توکلی، داستان آهنگساز و نوازندهپیانویی است که پس از ازدواج با رویا (بازیگر تئاتر)، با مشکلات زیادی روبهرو شده و زندگی آنها دچار وضعیت نامتعادلی میشود.

فیلم سینمایی "حوالی اتوبان" نیز داستان زوج جوانی است که با ورود زنی میانسال زندگیشان دستخوش تغییر می شود. این فیلم، فیلم برگزیده انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در جشنواره بیست و هشتم بوده
که به کارگردانی سیاوش اسعدی و تهیه کننده گی سیدغلامرضا موسوی در حال اکران در سینماهای ایران است.
نظرات ()